حسن حسن زاده آملى
172
هزار و يك كلمه (فارسى)
آخوند ملا صدرا ، اين است كه او درس نخوانده فرمايش كرده است بىنقصان ، و اينها درس خوانده اساسش را از ديگرى اخذ كرده و بالاخره عبارتهاشان خالى از خلل نيست . هر چه حكيم فكر كند در اقسام انقسام بيش از اين سه قسم : انقسام خارجى ، انقسام وهمى ، انقسام عقلى چيز ديگرى نمىفهمد . 2 ) « و لا حقيقته أصاب من مثّله ، و لا إيّاه عنى من شبّهه » . تمثيل و تشبيه با يكديگر جزئى فرق دارند . چون مثال بمعنى مجسّمه است . چنان كه در حديث است كه « من مثّل مثالا » ؛ « 1 » يعنى كسى كه مجسمه بسازد . و كسى كه مجسمه درست مىكند مىخواهد عين آن شخص را نشان دهد با تمام خصوصيات ؛ امّا معنى تشبيه اين نيست . وقتى من گفتم : زيد به عمرو شبيه است ؛ مقصودم اين نيست كه مثل عكس و مجسّمه تمام خصوصياتش عين اوست . مثلا ، زيد ريشش دراز است مثل بز ، و شكمش بزرگ است مثل خرس ؛ يعنى فى الجمله شباهتى دارد . اما عكس آينه عين شكل زيد است بدون فرق . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : خداوند تبارك و تعالى را نه تمثيل كنيد و نه تشبيه ، نه بگوئيد على عليه السّلام به قول غلات عين حق است كه مجسّم شده است ، و نه بگوئيد مانند مشبّهه كه خدا شبيه يكى از مخلوقات است نه عين او . و لطيفه دارد تعبير به « حقيقته أصاب با إيّاه عنى » كه غير امير المؤمنين عليه السّلام را ممكن نيست كه آن را به كار برد . و آن اين است كه اهل تمثيل مىخواهند عين حقيقت حق را بدانند ؛ چون مثال تمام خصوصيات حقيقت را نشان مىدهد ، و ليكن اهل تشبيه طالب معرفت حقيقت حق نيستند ؛ زيرا كه از تشبيه حقيقت فهميده نمىشود ، فقط فرموده : او را قصد نكرده ، و نفرموده حقيقت او را قصد نكرده . ( اين مطالب دقيقهاى بود علمى ؛ كه غير اهل لغت بر آن مطّلع نمىشوند ) . اكنون وارد در بيان مطلب مىشويم كه علت اين دو مطلب چيست ؟ « و لا حقيقته أصاب من مثّله » . يقينا وقتى ما بخواهيم حقيقت يك چيزى را بفهميم
--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 232 .